Wednesday, January 08, 2003
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس علمي - پژوهشي
تحقيقات نشان ميدهد: هر اندازه مراتب ايمان كاملتر و ياد خدا در دل بيشتر باشد، آرامش انسان بيشتر و نگرانياش كمتر خواهد شد.
به گزارش سرويس پژوهش ايسنا، نتايج تحقيقات دكترنهله غروي نائيني استاديار دانشكده علوم انساني دانشگاه تربيت مدرس و وليالله ميرزايي اصل دانش آموخته كارشناسي ارشد علوم قرآن و حديث دانشگاه تربيت مدرس كه عوامل آرامش روح انسان را از نظر قرآن كريم مورد بررسي قرار دادهاند، ميافزايد: بر مومنان، آرامش و اطمينان و برافراد بيايمان، اضطراب حاكم است.
در اين تحقيق آمده است؛ آرامش يعني اين كه انسان در عزم و اراده خود استقرار و آرامش داشته باشد و هيچ گونه اضطراب و نگراني به خود راه ندهد. قرآن كريم در ميان امواج نگرانيها و اضطرابها ذكر خدا را به عنوان برترين داروي آرام بخش و شفا دهنده قلبها معرفي ميكند و پروردگار، آن را از خواص ايمان و از مواهب بزرگ خود شمرده است.
اين تحقيق ميافزايد: آثار روحي و معنوي توجه به خدا به تناسب شدت و ضعف آن، مختلف است.
گاهي اين آثار ناخودآگاه و خفيف و گاه به صورت آگاهانه و بسيار شديد است، به طوري كه آثار جذبات حاصل از آن، دل را منقلب و به اوج لطافت و اثر پذيري از عوالم باطني ميرساند.
اين تحقيق نشان مي دهد؛ قرآن يكي از آثار اعراض از ياد خدا را تنگي معيشت، يعني تنگي زندگاني دنيوي معرفي ميكند به طوري كه كسي كه خدا را فراموش مي كند، حتي اگر از نظر مواهب دنيوي به بهرههاي فراوان برسد، چون همواره در حسرت چيزي است كه به دست نياورده و نگران چيزهايي است كه در دست دارد، در هر حال زندگاني دنيوي براي او ضيق است و اگر هم وسعي دارد نسبت به كساني است كه چنان وسعي ندارند وگرنه در تمام احوال در تنگي و ضيق به سر ميبرد، اما كسي كه توجه به خدا دارد و مي داند كه زندگاني او تحت نظارت دقيق ذات اقدس الهي است و قضا و قدر او بر سرتاسر جهان حكومت دارد و جز او پناهي وجود ندارد، پر واضح است كه فريب لذتهاي زودگذر دنيا را نمي خورد و آن را جز متاعي كه در آخرت پشيزي بيش نيست، به حساب نميآورد.
نتايج اين تحقيق خاطرنشان ميكند، دلهايي كه توجه به خدا دارند خود را به پايگاه عظيم قدرت روحي و معني متصل كردهاند، هرگونه حركت و جنبشي هم در آنها ايجاد شود جنبهي سطحي و گذرا دارد و نميتواند آنها را از جاي خود تكان دهد،زيرا اين دلها در عمق خود آرامشي عميق و اطيمناني عظيم دارند كه دست حوادث هرگز به آن نميرسد.
شايان ذكر است؛ نماز جايگاه تجلي ذكر است، بدون شك، انسان براي گريز از توحش و راهيابي به زندگي انساني و رهايي از ياس و افسردگي به يك عامل مهار كننده نيازمند است كه روح او را در كنترل و تسخير خود در آورد و پرهيز از انحراف جنايت را بر او تكليف كرده، روح تعاون و نوع دوستي، عاطفه و محبت را به وي الهام كند و به هنگامي كه پژمرده و افسرده مي گردد او را طراوت بخشد، در صورتي كه نماز با حضور قلب به جا آورده شود، شخص را از فحشا و منكر كه با فطرت و روح انساني مغاير است باز ميدارد.
نمازگزار با توجه به مفاهيم والا و بلندي كه همواره به خود الهام و تلقين ميكند و طمانينه و آرامشي كه در پرتو ذكر خدا كسب ميكند، به وقار و شخصيتي دست مييابد كه ميتواند در پستي و بلنديهاي زندگي نوسانات روحي خود را مهار كند.
انتهاي پيام
Friday, June 21, 2002
حديث قدسی:
يکی از مسايلی که دشمنان اسلام مخصوصا بعضی از مبشرين مسيحی خيلی روی آن تبليغ ميکنند و سعی دارند که به هر روش ممکن آن را به عنوان يک حقيقت در اذهان جوانان و يا افراد ديگری که کمتر فرصت آن را داشته اند که مقداری پيرامون اسلام اصيل يا همان اسلام ناب محمدی مطالعه و تحقيق کنند، جا بيندازند اين است که آنها ادعا ميکنند خدايی که اسلام به انسانها معرفی ميکند خدايی خشن و مستبد است که از کوچکترين خطای بندگانش نميگذرد و يا خدايی است که (پناه بر خدا) ظالم است و از اذيت و آذار بندگانش لذت میبرد. در حاليکه همه اينها تهمت و بهتانی بيش نيست و خدای ما الله، يعنی همان خدايی که اسلام ناب معرفی ميکند خدايی مهربان است که غير از نيکی و سعادت برای بندگانش چيزی نمیخواهد. هر عبادتی که ما را به ان ملزم کرده و يا از هر کار بدی که ما را منع کرده همه و همه به خاطر رشد و ترقی و تعالی خود ما انسانها است و خدا هيچ نيازی به کارهای ما ندارد. نه عبادات ما سودی برای خداوند دارد و نه گناهان و خلافکاريهای ما ضرری به ساحت قدسی او میرساند. اين ماييم که اگر به فرامين الهی عمل کرديم رستگار ميشويم و اگر از آنها سر پيچانديم، نتيجه طبيعی کارمان اين است که زيانکار خواهيم بود. برای مثال ببينيد که مثلا رعايت مقررات رانندگی، رعايت احتياط و سرعت مطمئن در خيابان يا جاده همه و همه برای اين است که ما و ديگران به سلامت به مقصد برسيم. و اگر چه مجازاتهايی برای تخلف و سرپيچی از رانندگی تعيين شده است، ولی ضرر اصلی اين نيست که مثلا در صورت تخلف ما جريمه شويم و يا زندان برويم بلکه ضرراصلی اين کار اين است که ما جان خود و ديگران را به خطر میاندازيم و دير يا زود نتيجه طبيعی خلافکاريمان اين خواهد بود که باعث تصادف و ضررهای جانی و مالی هنگفت ميشويم حتی اگر در اين ميان مسئولان هيچ جريمه ای هم وضع نکرده باشند.
پس جريمه، زندان و يا در مورد دين بهشت و جهنم پاداش و يا مجازات اصلی نيستند. اينها برای اين هستند که اگر کسی نخواست از عقلش استفاده کند و برای سود خودش هم که شده قوانين و مقررات را رعايت کند، لا اقل به خاطر پاداش و يا ترس از مجازات به آن مقررات گردن نهد. کسی که تخلف ميکند فقط به ضرر خود عمل نميکند بلکه ديگران را هم به خطر مياندازد، درست مانند فردی سيگاری که وقتی سيگار ميکشد فقط خودش نيست که بيمار میشود، بلکه هر کس ديگری هم که از آن هوای دود آلود نفس کشيده باشد آسيب خواهد ديد. به همين دليل هم هست که اسلام برای کسی که فقط در خفا و يا محلی شخصی گناهی را مرتکب ميشود سختگيری کمتری نسبت به کسی که علناً گنها ميکند روا میدارد.
از طرفی خدا راههای بسياری را برای بندگان گنه کارش باز گذاشته تا به راه صحيح بازگردند. در حقيقت اين راهها آنقدر فراوانند و آنقدر آسان که واقعا به جهنم رفتن کاری است بس مشکل و يک انسان بايد تلاش زيادی بکند و راههای فرار بسياری را کشف کند تا خود را از بهشت و پاداش الهی محروم کند. از طرف ديگر همان کسانی که اسلام و خدای ما را به خشونت و سختگيری متهم میکنند وقتی بحث توبه و بخشش خداوند در ميان میآيد باز بهانه گيری را شروع ميکنند که اين چه دينی است که هر کس خواست هر خلافی را مرتکب شود و بعد با يک جمله "استغفرالله و اتوب اليه" خود را تبرئه و بهشتی کند. آيا اين راه را برای ظالمان، دزذدان و ساير خلافکاران و متجاوزين به حقوق مردم باز نميگذارد؟
جواب اين سؤال در خود سؤال يعنی مغلطه ای که در طرح سؤال میشود نهفته است. يعنی اينکه گناهان و خلافها به دو دسته تقسيم میشوند دسته اول آنهايی هستند که به واسطه آنها حقوق مردم پايمال ميشود و دسته دوم آنهايي که به واسطه آن حقوق الهی (در حقيقت شخص فقط به خود ضرر میزند) نا ديده گرفته میشود. خوب توبه در اين دو حالت فرق ميکند. در حالت دوم فقط درخواست بخشش و يک آغاز نو به شرطی که واقعی باشد و از روی عادت و تظاهر و خود فريبی نباشد به تنهايی کافی است، ولی در حالت اول شرط اصلی توبه بازگرداندن حقوق مردم در حد توان و يا جلب رضايت آنان است و گرنه صرف توبه و رها کردن حقوق پايمال شده مردم نفعی به حال توب کننده نخواهد داشت.
برای اينکه به جلوه هايی از رحمت و بخشش خداوند تعالی پی ببريم بيايد با هم حديث قدسی زير را با هم بخوانيم:
از ابوذر غفاری نقل شده است که گفت رسول خدا صلی الله و آله گفت که خداوند تبارک و تعالی گفت:
ای فرزند آدم:
هر زمان که مرا بخوانی و به من اميد داشته باشی، تمام آنچه که بر گردن توست میبخشم و اگر به وسعت زمين همراه با گناه به پيش من آيی، به وسعت زمين همراه مغفرت به نزد تو میآيم، مادامی که شرک نورزی. و اگر مرتکب گناه شوی به نحوی که گناهت به مرز آسمان برسد، سپس استغفار (در خواست بخشش)، تو را خواهم بخشيد. (بحار الانوار ج 93 ص 283 روايت 30 باب 15)
به نقل از سايت غدير
Monday, May 27, 2002
حديث قدسی
من طلبنی، وجدنی
و من وجدنی، عرفنی
و من عرفنی، احبنی
و من احبنی، عشقنی
و من عشقنی، عشقته
و من عشقته، قتلته
و من قتلته، فعلی ديته
و من علی ديته، فانا ديته
****************
خداوند تبارک و تعالی:
آنکس که مرا طلب کند، میيابد،
آنکس که مرا يافت، ميشناسد،
آنکس که مرا شناخت، دوستم ميدارد،
آنکس که مرا دوستم داشت، به من عشق میورزد،
آنکس که مرا عشق ورزيد،
من نيز به او عشق میورزم،
آنکس که به او عشق ورزيدم، ميکشم او را،
آنکس را که من بکشم، خونبهايش بر من واجب است،
آنکس که خونبهايش بر من واجب است،
پس من خونبهايش هستم.
*********
آنکس که تو را شناخت، جان را چه کند
فرزند و عيال و خانمان را چه کند
ديوانه کنی، هر دو جهانش بخشی
ديوانه تو، هر دو جهان را چه کند
به نام خداوند بخشنده مهربان و با سلام
وبلاگ اسلام شناسی برای بحث و بر رسی موضوعات اسلامی به زبانی ساده و خودمانی راه اندازی شده است و از همه برادران و خواهران عزيز خواهش ميکنم که بنده را در اين کار راهنمايی و ياری کنند.